غریبه ی پنج سال پیش...

متن مرتبط با «پیانو» در سایت غریبه ی پنج سال پیش... نوشته شده است

پیانو

  • نیلوبلاگ

    خیلی ساله که خونه ی فرانک نیومدم ....دلِ بودن توی خونشو ندارم اونم بعد از پسرش...میلاد و شادان از اومدنم تعجب میکنن ، اولین باره که مهمونیه خونشو نمیپیچونم...چشمم به پیانوی کنار هال میفته و خاطراتم زنده میشه...راستی چند وقته که نخووندم و نرقصیدم؟؟؟ یادم نیست...من همیشه صدام توی خونه پخش بود...با بهنام میخوندیم...صدای مامان❤دلم میخواست خواننده بشم!تصویر خندهامون و مسخره بازیامون زنده میشه...چقدر بی بهانه میرقصیدم و چقدر بابت شافل سرزنش میشدم ، مامان میگفت یه کم دخترونه باش!!دیوونگیامو دوس داشتم.....

    ادامه مطلب