هدیه

خرید بک لینک

به حرفاش گوش میدم و با چشمای بسته ، دست روی زخمی که از شکسته شدن ابروم درست شده میکشم...

درد میکنه و سوز میده اما دست بردار نیستم و باز کارمو تکرار میکنم...

بجای چین بین ابروهام و اخم ، لبم به خنده لج میشه!

میگه : اگه من نبودم ، معلوم نبود چی به سرت میاد!!

زیر لب اما طوری که بشنوه میگم : مشکل من همین بودنته!!

با همون چشمای بسته میتونم کلافگی و تعجبش رو ببینم!

صدای نفساش عصبی میشه اما حرفی نمیزنه...

احتمالا ترجیح داده که سکوت کنه تا شاید من سر عقل بیام...

چه خیال خااااااامی

غریبه ی پنج سال پیش......

ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 22:45

صفحه بندی