ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 23
حس خفگی دارم...
انگار که غم تمام دنیا روی دلم مونده...همونقدر سنگین و کز کرده...
نفسم گرفت... مثل تموم شبایی که از وحشت نفسم میگرفت...
بخدا که حاضرم جونمو بدم اما تو رو شاد ببینم...
پ.ن : دلم میخواد انقدر داد بزنم که حنجرم پاره بشه شاید اینجوری صدام به خدا رسید...
غریبه ی پنج سال پیش......ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17
خیلی وقت بود که کاری به کار هم نداشتیم اما باز امروز بدقلق و بداخلاق شده و این اصلا خوب نیست چون من کاملا این روزا عصبی و کلافه م!
دلم میخواد با گلدون روی میز توی سرش یا حداقل دهنش بکوبم اما خب کاکتوسمو دوس دارم و متاسفانه یادگاریه!!
ناچار بی تفاوت به کارم ادامه میدم
غریبه ی پنج سال پیش......ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 49
میگه : ولی من پُزتو به دوستام میدم بهشون گفتم چقدر مَردی!
پ.ن : گاهی وقتا یه موضوع دقیقا وسط اعصاب داغونت باعث میشه از ته دلت بخندی ، مثل حرف پندار که نمیدونم تعریف بود یا تخریب غریبه ی پنج سال پیش......
ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48
خاله هنوزم این اخلاقشو داره که از من استفاده ی ابزاری کنه ، حتی وقتایی که مثلا قهره!!
و زیباترین قسمت این قهر اینه که چیزایی که دوس دارمو درست میکنه و میده دست پندار که واسم بیاره غریبه ی پنج سال پیش......
ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50