از آخرین نوشته هام مدت زیادی میگذره ، سرم پر از اتفاق و دلم پر از حرفه اما نه زبونم یاری میکنه واسه گفتن و نه دستم واسه نوشتن....
البته نبود اونی که بفهمه هم بی تاثیر نیست!
فقط همین که روزای عجیبی رو میگذرونم....
روزایی که تمومی نداره
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
حال طرح کشیدن رو نداشتم ، سراغ یکی از طرحهای عماد خان رفتم ، فکر کنم واسه ۲۵ سال پیش باشه...
خواستم یه کوچولو دید بزنم اما برآیند کار ، کپی برابر اصل شد :)))))
یعنی اگه کاربن میزاشتم و دور گیری میکردم والا که کار شریف تری بود!!
و اما در نهایت به خودم احسنت و خسته نباشید گفتم!!
پ.ن: واقعا هنر بخرج دادم
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
حس خفگی دارم...
انگار که غم تمام دنیا روی دلم مونده...همونقدر سنگین و کز کرده...
نفسم گرفت... مثل تموم شبایی که از وحشت نفسم میگرفت...
بخدا که حاضرم جونمو بدم اما تو رو شاد ببینم...
پ.ن : دلم میخواد انقدر داد بزنم که حنجرم پاره بشه شاید اینجوری صدام به خدا رسید...
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
خیلی وقت بود که کاری به کار هم نداشتیم اما باز امروز بدقلق و بداخلاق شده و این اصلا خوب نیست چون من کاملا این روزا عصبی و کلافه م!
دلم میخواد با گلدون روی میز توی سرش یا حداقل دهنش بکوبم اما خب کاکتوسمو دوس دارم و متاسفانه یادگاریه!!
ناچار بی تفاوت به کارم ادامه میدم
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
میگه : ولی من پُزتو به دوستام میدم بهشون گفتم چقدر مَردی!
پ.ن : گاهی وقتا یه موضوع دقیقا وسط اعصاب داغونت باعث میشه از ته دلت بخندی ، مثل حرف پندار که نمیدونم تعریف بود یا تخریب
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
خاله هنوزم این اخلاقشو داره که از من استفاده ی ابزاری کنه ، حتی وقتایی که مثلا قهره!!
و زیباترین قسمت این قهر اینه که چیزایی که دوس دارمو درست میکنه و میده دست پندار که واسم بیاره
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
یادت افتادم ، تک تک عکسامونو برای بار چند هزارم نگاه میکنم ، قربون خنده هات ، تو جز مقدسات منی❤ کاش کنارم بودی بهنام ، کاش...
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
با هیچکس میل سخنم نیست و از این حرفا
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
زیباترین قسمت زندگیم اینه که : به حضور کسی نیازی ندارم!
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
هی... من هنوزم همونم بدون تغییر فقط کمی سرتق تر!
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور
میدونم که از سرما صورتم بی روح شده و بینیم سرخ اما عاشق این هوام...
از اینکه موهام با همین هوا خشک بشه لذت میبرم...
سرم درد میکنه و درگیر اینم که این قناصیرو کجای طرح بندازم که هم ازش استفاده بشه و هم دیده نشه!
فکرم زیاده و ایده ای ندارم...
برچسب:
نویسنده: نگار رضاپور