روزم رو با حرفای شیرین و ذوق بردیا شروع کردم ، نارین از پنجشنبه بردیا رو آورده پیش خودش...
و من برای هزارمین بار ازش بخاطر محبت زیادش تشکر میکنم و در جوابش فقط صدای خنده های کوتاه نارین و حرفای همیشگیش رو شنیدم...
خوبه که اهل تعارف نیست و کاراش همه دلیه...
عوضش من بجاش یه متن بلند بالا رو دارم ترجمه میکنم ، هر چند که کار خودمم هست اما شاید با این کار بشه حداقل بخاطر مهربونیه این چند وقتش تشکر کرد...
یه متن که به زبان آلمانیه و میدونم بخاطر چی میخواد ترجمه کنه ، و برعکس بقیه هیچ اصراری برای پشیمون کردنش ندارم...
شاید راه درستو انتخاب کرده...
درمورد چند روز پیش میپرسه و خیالش رو راحت میکنم که حالم خوبه !!
لیلا برای بار چهارم تماس تصویری گرفته و جواب ندادم چون وقتش رو نداشتم...
یه عالمه فحش واسم نوشته با خوندن هر کدومش ، صورتش و لحن صداش واسم زنده میشه و منو میخندونه غریبه ی پنج سال پیش......
ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36