آخراشه

خرید بک لینک

سعی میکنم با فرانک حرف بزنم و متقاعدش کنم ، اون رگ خواب خاله دستشه ، اما تیرم به سنگ میخوره چون فرانک از خاله بدتره...

مدام بهانه میاره و اسم میاره و آه و ناله میکنه...

میگه نمیبخشه و حلالم نمیکنه ، میگه یه تو موندی...

میگه دنبال شر هستی...

من اما حرف خودمو میزنم....

اینبار تمومه

غریبه ی پنج سال پیش......

ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 13:02

صفحه بندی