امشب همه چیز خوب بود ، بجز نبودن اونایی که دلم میخواست باشن...
میدونم که حالمو درک میکنه ، میدونم که سعی میکرد حواسم پرت بشه اما اونم خوب میدونست که موفق نمیشه...
میدونست که هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه حواس منو از خاطراتم پرت کنه...
خیلی وقته که اینجا نیومدم...امشب ولی دلم خواست تنها باشم...تنهاتر از بقیه ی شبها...فقط دلم فکر میخواست...
+چندمین فنجون قهوه س؟؟ نمیدونم و فقط سر میکشم!
غریبه ی پنج سال پیش......ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43