با ژستِ خاصِ همیشگیش از پله ها میاد پایین...
از نوع نگاهش میفهمم که میخواد بهم حالی کنه حواسش سمت منه...
دست چپش توی جیب شلوارشه وبا دست دیگه ش با بقیه دست میده...
گاهی خوش و بش میکنه و گاهی تشکر از حضور مهمونا...
اینکه پسر خیلی همه چی تمامیه رو منکر نمیشم اما فاز جذاب بودن و دلبر بودنشو درک نمیکنم...
بابا یه کم سنگین باش!
سمت ما میاد و کنارمون میشینه ، نگاه خیلی سمت ما میاد ....
جماعتِ همیشه فضول!
سعی میکنم یه کم حرف بزنم و امشب رو خوب بگذرونم :)
اما از نگاه شیطون نوشین بیشتر خنده م میگیره....
غریبه ی پنج سال پیش......ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48