یکی شبیه تو...

خرید بک لینک

با صدای خنده هاشون بیدار شدم...

خدایا شکرت❤

صدای خنده هاش عجیب شبیه بهنام شده ، داخل اتاق میاد و بوسم میکنه ، محکم بغلش میکنم...

دلم بیشتر واسه بهنام تنگ میشه...

آرمینا با چشماش بهمون میخنده...

و پندار با اخم ساختگی کا مثلا حسودیش شده نگام میکنه....

و من بازم آرمین رو بغلم میگیرم ، اینبار بخاطر خودش!

غریبه ی پنج سال پیش......

ما را در سایت غریبه ی پنج سال پیش... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1402 ساعت: 16:14

صفحه بندی